السيد محمد حسين الطهراني
140
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
لو علم الله شيئا أدنى من افّ لنهى عنه ، و هو من أدنى العقوق ، و من العقوق أن ينظر الرّجل إلى والديه ، فيحدّ النّظر إليهما . 2 ( اگر خداوند چيزى را از افّ گفتن پائينتر مىدانست ، هرآينه از آن نهى مىنمود ( يعنى افّ گفتن مثل اينست كه پدر و مادر انسان چيزى بگويند ؛ و إنسان را ناخوشايند آيد ، و انسان بگويد : آخ يا آه ! كه اين كلمه ، كوچكترين و نازلترين كلمهاى براى إنكار است . ) و اينكه اگر كسى به پدر و مادرش افّ بگويد ، عاقّ والدين مىشود ، اين پائينترين درجه از عاقّ شدن است . و بعضى از أقسام آن اينست كه : انسان به پدر و مادر نظر تند بنمايد . ) ببينيد : اين تعليم و تربيت عالى ، و اين منهاج و روش ملكوتى را كه قرآن به تعليم آن ، سبل سلام را نشان داده است ؛ با تعليمات ملل كفر ، و رفتار بعض از جوانان مغرور اروپا رفته ، و آمريكا رفتهء ما كه زرق و برق تمدّن ضالّه كه تا چقدر باد هوى دماغشان را پر كرده است تفاوت دارد كه : بر پدر خود در محافل و مجالس مقدّم مىشوند . من خودم دكتر جوان متخصّص را ديدم كه : در مجلس بر پدر پير خود پيش افتاد ؛ و پدرش به دنبال او بود . و از اين عجيبتر نقل شد : دكتر متخصّص جوانى از ناحيهء كفر برگشته ، و رفقا و دوستان جوانش از هم دورهاىهاى سابق ، به ديدنش آمده بودند ؛ و پدر پيرمرد او دم در مشغول خدمت و پذيرائى بود . دكتر مغرور از شدّت غرور ، به ميهمانان مىگفت : اين مرد مستخدم منزل ماست ! أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ . 1 ( افّ باد بر شما ، و بر اين بتهاى تخيّلى و پندارى را كه در ذهن خود آفريده ؛ و بجاى پرستش خداوند ، از اينها پرستش مىنمائيد ! )